نویسنده : مهدیار حسینینژاد
تصویرگر : سیاوش پاکنظر
فریدون، فرزند آبتین و فرانکبانو؛
اینک زمان آن فرا رسیده است که به سالیان درازِ بیداد و فرمانرواییِ پلیدِ ضحاکِ اهریمنخو پایان دهی؛
او که سایهی شوم خود را بر سراسر هفت سرزمین گسترده و مردمان را در بندِ بیم و ستم گرفتار ساخته است.
اکنون تویی آنکه باید برخیزی، بندها بگسلی و این آتشِ خاموش را در دلها برافروزی؛
تا دگربار هفت سرزمین را از چنگالِ این دیوِ ماردوش رهایی بخشی و آنها را به جایگاهِ راستین و بنیادین خویش بازگردانی.
ولی بدان که راهِ پیشِ رو، راهِ آسانی نیست؛
راهی است آکنده از خون و آتش، از نبرد و مرگ، و از آزمونی که سرنوشتِ مردمان را دگرگون خواهد ساخت.
اکنون تنها یک راه پیشِ روی ماست؛
پیکار با ضحاک و سپاهیانِ ماردوشِ او.
پس برخیز، فریدون، تو که از از تبارِ جمشیدی برخیز؛
که زمانِ دادخواهی فرا رسیده است.